ششش... آروم... آرووم... [صدای خشک گلنگدن] بیا جلوتر... دو قدم دیگه...
آفرین... بالا نیا... همونجا خوبه... آآآ ماشالا... دس دس [اسمایلی ریدن به
شکار]
خریطهی کوچکی که در آن پول میریزند و یا در آن نوشتجات و اسناد و کاغذهای کاری را میگذارند و عموماً از ابریشم و پارچههای ظریف دیگر آن را می سازند؛
نمایش پستها با برچسب اسمایلی. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب اسمایلی. نمایش همه پستها
۳.۱۰.۹۱
۱۶.۸.۹۱
۳۰.۲.۹۱
53
آهای دنیا! (اسمایلی زنجیر چرخوندن)... نیگام کن! (اسمایلی فخر فروشی)... ببین عاشقترینم!(اسمایلی کسی که اشتباهی کرده و تازه ملتفت شده) ...تو عاشقای دنیا کلام آخرینم (اسمایلی ماستمالی) ... نگاش قلبمو دزدید، منو صید خودش کرد (اسمایلی هم زدن) ... با حرفای قشنگش منو خام خودش کرد (اسمایلی هم زدن) ... میخوام دنیا نباشه، اگه از من جدا شه، یه دل تو سینه دارم، میخوام اونم فدا شه (اسمایلی پافشاری بر هم زدن جهت ارعاب)... بیا آهنگ من باش، صدای ساز من باش، (اسمایلی تغییر جریان بازی) ... ببین عاشقترینم، تو هم عاشق من باش. (اسمایلی انداختن توپ به زمین حریف.) ... بیا با من یکی شو، صدای قلب من شو، واسه نفس کشیدن، هوای تازه ام شو. (اسمایلی گل به خودی عمدی)
اشتراک در:
پستها (Atom)