هزار پنکه سقفی هلی کوپتر شد در طلبت. پس کجایی؟
خریطهی کوچکی که در آن پول میریزند و یا در آن نوشتجات و اسناد و کاغذهای کاری را میگذارند و عموماً از ابریشم و پارچههای ظریف دیگر آن را می سازند؛
نمایش پستها با برچسب گلچهره. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب گلچهره. نمایش همه پستها
۱۹.۲.۹۳
۳۰.۸.۹۲
۲۶.۱۱.۹۱
۳.۱۱.۹۱
475
شلیک محکمم از راه دور،
به تیر دروازهات خورد و برگشت؛
زدی زیرش مهربان،
زدی زیرش؛
اما من فشار خواهم آورد.
چیزی برای بدست آوردن ندارم،
جز گل؛
کاپیتان
به تیر دروازهات خورد و برگشت؛
زدی زیرش مهربان،
زدی زیرش؛
اما من فشار خواهم آورد.
چیزی برای بدست آوردن ندارم،
جز گل؛
کاپیتان
۱۶.۸.۹۱
۸.۷.۹۱
۲۹.۶.۹۱
۱۸.۶.۹۱
267
سؤال داری؟ خب بپرس! سؤال نداری؟ خب ما که جواب داریم که... سؤالم نداری بپرس... بپرس گلچهره؛ گلچهره، ... بپرس...
۴.۶.۹۱
۱.۶.۹۱
۷.۵.۹۱
223
من از لب تو منتظر یه حرف تازه م ها... بدو کارداریم... مشتریای قشنگترین قصهء عالم منتظرن... بگو ماشالا... گلچهره های گلچهره! ... خوابی؟... زکی...
۳۱.۴.۹۱
210
- ای که با سلسلهءزلف دراز آمده ای!
+ بلی؟
- فرصتت باد.
+ چرا؟
- که دیوانه نواز آمدهای.
+ لکن اومدنی رفتنیه.
- ساعتی ناز نفرما و بگردان عادت؛
+ شوما نیاز کنید خب. ما میپرسیم.
- از کی میپرسی؟
+ از خودم میپرسم.
- گلچهره؟ تویی؟
+...
- ...
...
209
سمن بویان، غبار غم چو بنشینید، بنشانید؛
پریرویان، قرار از دل چو بستیزید، بستانید؛
ما کاری با شوما نداریم.
ما روی سخنمون با گلچهره ست.
گلچهره! شوما بپرس.
۳۰.۲.۹۱
94
بنده یادم هست که یک بار کم آورده بودم. عمداً هم کم آورده بودم. بعد همه گفتند اندازه است. و نگفتند چرا کم آوردهای، پس بقیه ش کو، و قس علی هذا. آنجا بود که فهمیدم کم و زیاد در عدد نیست. یا به عبارتی، کمیت مهم نیست. کیفیت مهم است. به همین دلیل است که مرا کیفیت چشم تو کافی ست. کیف دارد چشمت. خیلی. آنقدر که تمام دنیا در آن جا میشود. به طوری که توپ و مسلسل نتواند که تکانش دهد. دمت گرم.
54
گلچهره!... بپرس. ببین! بپرس. درسته که نپرسیدن هنره، ولی پرسیدن عیب نیست. حالا اینا یه چیزی میگن، ولی تو بپرس. قبلاً هم عرض کرده م. بپرس. از من بپرس.
اشتراک در:
پستها (Atom)