‏نمایش پست‌ها با برچسب نمکدون. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نمکدون. نمایش همه پست‌ها

۴.۱۲.۹۳

685

نمکدون به سه روش ما رو از میزان نمک درونش مطلع می‌کنه بدون اینکه نیاز باشه امتحان کنیم، یا بازش کنیم: وزن، صدا، و اگه شفاف باشه که تصویر.
ولی مهم‌ترین عاملی که ما رو از میزان نمک موجود در نمکدون مطلع می‌کنه، نیاز ماست به نمک. تا نریم سمتش که چه نمکی؟ نمکدون کدومه؟ به ما چه.

۱.۷.۹۳

666

یه روز یه نمکدونه داشته می‌رفته، یهو یادش میاد نمکدون که پا نداره. میگه نکنه دارم نمی‌رم؟ ولی من که دارم می‌رم که. می‌بینه داره با سر می‌ره.

663

فرق اساسی نمکدون با آفتابه در اینه که نمکدون برای پر شدن باید درش باز بشه، در حالی که آفتابه اصلاً در نداره. به این میگن سلسله مراتب ضرورت.

۷.۵.۹۳

642

یه بار یه نمکدون کوچولو میخواسته بره دف بزنه، هرکاری می‌کنه باباش نمیذاره. میگه دف برا نمکدونا ممنوعه. تکون مکون میخوریم زود خالی میشیم.

۱۹.۲.۹۳

632

حاتم طائی را گفتند دهش از که آموختی؟ گفت از نمکدان. گفتند چطور؟ گفت: درش همیشه باز است، ولی کم کم می‌دهد.

629

اولین آبکش دنیا در[ب] یک نمکدون بسیار بزرگ شیشه‌ای بوده که نمکدونش می‌شکنه و این بدبخت میشه آبکش. کی فکرشو می‌کنه چی قراره بشه؟

۱۸.۴.۹۲

554

نمکدونی که شاخ میشه رو حاج آقا، آب. همین آب چاره شه. که اتفاقاً روشناییم هست و خیر و برکته که پشتش میاد.

۲۹.۲.۹۲

540

یک روز یک نمکدان با دزد اول که دو بز دزدید می‌رود بزدزدی، دزد دوم که یک بز دزدید و احساس غبن می‌کرد میگوید هر بز که بدزدید یا باید یک بز ندزدید تا من بدزدم، یا باید هر بز که بدزدید دو بز برای من بدزدید تا بروز ندهم. موافقت می‌کنند و همه با هم می‌روند بز دزدی، غافل از اینکه دزد سوم که هیچ بز ندزدید در بزنگاه بر کمین نشسته بود و زد و کشت و گریخت و بزها را همه دزدید و باز گریخت و رفت، که رفت؛

۲۴.۲.۹۲

529

اطرافیان من شانس آوردن نصف حرفایی که می‌خوام بزنم یادم می‌ره. این لیوان و اون نمکدون واقعاً خوش شانسن. آره اسپری زیربغل. توئم خوش شانسی. شک نکن.

۲۷.۱۱.۹۱

484

نمکدون دیدی یه وقتایی سوراخاش گیر میکنه نمک نمیاد ازش؟ اون موقع فقط باید یه تکون کوچیک بدی رفع گیر بشه. اکثر مواقع همه چیز به همین سادگیه. ینی اینکه از یه نمکدون نمک نیاد،‌ بزرگترین مشکلیه که میتونه برا نمکدون سالم پیش بیاد، ولی با یه تکون ساده مسئله حل میشه. آچار پیچ‌گوشتی نمی‌خواد.

۸.۱۱.۹۱

476

نه زندگی، نه مرگ، و نه هیچ فریبی
در کار نیست.

اندکی نیاز هست
به زندگی، به مرگ و فریب.
کم
خیلی کم

همانقدر کم که کافی ست جگر را به آتش نشان داد
یا آتش را به جگر.
خامش هم البته خوشمزه ست
به خصوص با نمک.

فریفتنْ مرا
کشتنْ مرا
حتی
زنده‌ کردنْ مرا
نمکی از نمکدان تو
بر تکه‌ای جگر
کفایت است.

آتش،
خودت هستی.

۳.۱۱.۹۱

474

استنماک: عمل تکان دادن نمکدان برای پاشاندن نمک بر سطح مورد نظر

473

یه روز یه نمکدونه که مث تموم نمکدونا عاشق چلوکباب بوده، مجبور میشه از بد روزگار تو یه ساندویچی کار کنه. آخرشم یه روز با سس فلفل خودشو می‌کشه. روحش شاد و یادش گرامی؛

۳.۱۰.۹۱

448

یه روز یه نمکدونه می‌خواد وارد یه بحثی بشه، می‌بینه فارغ از اینکه نمی‌تونه حرف بزنه،‌ از در مبحث هم نمی‌تونه رد بشه. می‌ره یه مبحث بزرگتر.

441

نمکدون طوره: نوعی نمکدون که در ساحل عاج ساخته می‌شود.

434

خوبی نمکدونای پُر اینه که نمی‌تونن یه طرفه به قاضی برن. چون اگه برن، نمکاشون می‌ریزه و آبروشون می‌ره.

۲۱.۹.۹۱

420

یه بار دشمن به ما حمله کرد، کاپیتان با یه نمکدون ما رو از شکست حتمی نجات داد. باورت میشه؟ با یه نمکدون. هنوز هیشکی نفهمیده چی شد اون روز؛

409

- ولی مخترع نمکدون چه حالی کرده با اختراعش...
+ چه حالی کرده؟ حال کرده دیگه
- :|

403

یه روز یه نمکدونه میره فضا، خلأ نابودش می‌کنه. از این داستان نتیجه می‌گیریم نمکدون یه چیز کاملاً زمینیه.

۹.۹.۹۱

394

هوشنگ پیشدادی با اعوان و انصارش رفته بود ددر دودور؛ بعد یک ماری خواست به آن‌ها حمله کند، هوشنگ سنگ برداشت انداخت به مار، خطا رفت خورد به سنگی دیگر. جرقه زد و خرده خاشاکی که آنجا بود آتش گرفت و بدین ترتیب آتش کشف شد. بعد گفتن خب حالا با این چه کنیم؟ بعد دیدن یک غذایی که روی آن سنگ بوده در اثر آتش دارد کباب می‌شود. حالا آن غذا چی بوده ما نمی‌دانیم. بعد یاد می‌گیرند کباب کنند چیزها را. ولی هرچی کباب می‌کنند به آن خوشمزگی نمی‌شود. می‌فهمند تأثیر آن سنگ بوده. آن سنگ چه بوده؟ آفرین. نمک. آتش و کباب و نمک با هم اختراع شده‌اند. یا کشف شده‌اند. یا هرچی. نمک خیلی مهم است.